تا خون به ایاغ نیست ما را
دل نیست دماغ نیست ما را
ای ناله مقصّریم از تو
کز گریه فراغ نیست ما را
یک لخت جگر بهسان لاله
بیبهره ز داغ نیست ما را
از ما احوال دل چه پرسی
بگذار دماغ نیست ما را
واقف شبها ز پرتو داغ
حاجت به چراغ نیست ما را