واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۴

مده یا رب دل بیمار کس را

مکن از زندگی بیزار کس را

بت من بعد ازین در پرده می‌باش

که کافر کرده‌ای بسیار کس را

رواج کفر گر می‌داد زلفت

میسر کی شدی زنار کس را

خدایا هرچه خواهی کن ولیکن

به این کافردلان مسپار کس را

همین باشد دعای ما فقیران

که با خوبان نیفتد کار کس را

چو شمع بزم حسنت آفریدند

مسوز از حسرت دیدار کس را

مکن ای ماه قتل‌عام در شهر

برای عاشقی بگذار کس را

ندارد تاب درد رشک واقف

نخواهم از غمش بیمار کس را