علی اشتری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۷ - اعتبار می

شراب چشم تو، می را ز اعتبار انداخت

نگاه مست تو یک شهر در حمار انداخت

مرا که مستی صد خم ز پا نیفکندی

خمار نرگس مستانه ات ز کار انداخت

سرشگ را که به لطف و صفا نظیری نیست

رخت ز دیده عشاق بیقرار انداخت

صبا به آن بت شیرین بگو که شور جنون

غم تو در سر فرهاد هوشیار انداخت