مائیم و همین کنج خرابات و دمی خوش
گاهی بوفائی خوش و گه با ستمی خوش
یک روز بویرانه غم، شاد بیادی
یکروز بدامان چمن با صنمی خوش
شادیم، که آزاد ز هر بود و نبودیم
مستیم که هستیم زهر بیش و کمی خوش
سرمست بهر شادی و دلشاد بهر رنج
با مهر و وفائی خوش و با درد و غمی خوش
چون راه تو میپویم و چشمم بره تست
در هر نظری مستم و در هر قدمی خوش
گر چشم دل از نیک و بد خلق به بندی
بینی که شود دوزخ سوزان ارمی خوش