بعد از این دست من و طره مشگین دگر
من در اندیشه تاب دگر و چین دگر
اگر اینست بتا! بنده نوازی تو، ما
بت دیگر به پرستیم بآئین دگر
آسمانا! دگرم این مه و پروین منمای
که مرا ماه دگر باید و پروین دگر
خرم آنروز که از دست غمت بگریزم
تا چه بر ما رود از پنجه شاهین دگر
نی غلط رفت سخن، گر همه آزار دهی
من کجا و هوس طره مشکین دگر
گر همه تلخ بگوئی و ترش بنشینی
حاش لله که روم از پی شیرین دگر