علی اشتری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۳ - ماه و پروین دگر

بعد از این دست من و طره مشگین دگر

من در اندیشه تاب دگر و چین دگر

اگر اینست بتا! بنده نوازی تو، ما

بت دیگر به پرستیم بآئین دگر

آسمانا! دگرم این مه و پروین منمای

که مرا ماه دگر باید و پروین دگر

خرم آنروز که از دست غمت بگریزم

تا چه بر ما رود از پنجه شاهین دگر

نی غلط رفت سخن، گر همه آزار دهی

من کجا و هوس طره مشکین دگر

گر همه تلخ بگوئی و ترش بنشینی

حاش لله که روم از پی شیرین دگر