علی اشتری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴ - تا گوشه میخانه

خواهم که از این خانه به یکبار کشم رخت

زین گوشه ویرانه به گلزار کشم رخت

اینجا پی جانانه، به جائی نرسیدیم

فرداست کازین خانه بناچار کشم رخت

در صومعه و دیر، حقیقت چو نه پیداست

سرمست سوی خانه خمار کشم رخت

تا گوشه میخانه از این خانه تزویر

از همهمه مردم هشیار کشم رخت

چون دامن معنی بتفکر ندهد دست

ناچار بسر منزل پندار کشم رخت