همدمی تا دل ما را دهد آرام کجاست؟
محرمی تا زمن آرد بتو پیغام کجاست؟
حسرت بوسه زدن بر لب گرمی دارم
لب یار ار ندهد دست، لب جام کجاست؟
باده گلرنگ و چمن خرم و سبز و من و چنگ
هر دو در ناله که آن سرو گل اندام کجاست؟
طمع صبح ندارم ز شب تیره هجر
ماهتابی که برآید ز لب بام کجاست؟
گر بروی تو بر آشفت دلم دوش، مرنج
بحر را پیش مه چارده آرام کجاست؟
کام خسرو نشدی همچو تو شیرین، فرهاد
در ره عشق نگر، پخته کجا خام کجاست