یوسف خوسفی » غزلیات » شمارهٔ ۱

ای ماه و مهر پیش رخت مانده از ضیا

سرو سهی به پیش قد تو شده دو تا

پیغمبران به زیر لوای تو ساکنند

خوانده است کردگار تو را نام مصطفی

الهام از جلیل رسد بر تو و پیام

از جبرئیل ای سر سرخیل انبیا

منظور از خلقت تو بود کایزد آفرید

جن و ملک و آدم عالم و ما سوا

دریوزه گرد درگه تو هست جبرئیل

نازل به شأن تو شد از ایزد انّما

خلق دو عالم از تو شفاعت کنند طلب

مجموع راست پایه جود تو متکّا

ما روی مسکنت به در تو نهاده ایم

آیا بود که گوشۀ چشمی کنی به ما

گر تو نظرکنی به گدا پادشه شود

ور از نظر بیفکنی سلطان شود گدا

دارم امید بندگی از حضرت تو آنک

در روز رستخیز شفاعت کنی مرا

یوسف به مدح همچو تو شاهی دهان گشود

لیکن در آفتاب چه دهد پرتو سها