عبدالرحیم حائری » مجمع الاسرار » بخش ۵۴ - قَاعِدَةٌ حَائِرِیَّةٌ فِی جَفرِ الجَامِعِ

(جَعَلَ اللهُ عَلَیهَا سِترًا وَ حِجَابًا عَنِ الجُهَّالِ «وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ»)

ترجمه: «این یک قاعده و روش «حائری» در کتاب جَفر جامع است. خداوند بر این قاعده، پوشش و پرده‌ای قرار دهد تا از دسترسی نادانان و نااهلان پنهان بماند.[همان‌طور که در قرآن سوره یس آیه ۹ فرمود:] و ما در برابر آن‌ها سدی و در پشت سرشان سدی قرار دادیم، و چشمانشان را پوشاندیم؛ بنابراین آن‌ها چیزی را نمی‌بینند.»

بسم الله الرّحمن الرّحیم

پس ‌از حمد یزدان ‌و نَعت ‌رسول (ص)

چنین گوید این حائری جَهول

که ‌در جَفرعمری بسر برده‌ام

بسی خون‌ دل از پِیَش خورده‌ام

مرا مدّتی بود حالی پریش

که‌ تا بُردمی‌ بهره، در خوردِ خویش

پس از رنج‌ بسیار و عَزم زیاد

گرفتم‌ از این‌ علم غَنْم و مُراد

لِمَن کانَ غَنْمٌ، عَلَیهِ الغَرام

که بی رنج حاصل نگردد مرام

زِغیبم دری عاقبت باز شد

دلم آگه‌ از سِرّ این راز شد

بدانستم آخر که ‌این علم‌ راد

ز الهام غیب است نزِاوستاد

بلی، رهنمائی ببایست داشت

ولی دیده ‌برفضل ‌یزدان گماشت

از این‌ علم فرخنده‌ی هوشیار

بجز فهم و دانش توقّع مدار

مُیسّر از آن‌ می‌نگردد مَعاش

نخواهد شد این علم، دُکّان ‌آش

مکن هیچ ازاسرارغیبی ‌سؤال

که‌ مردود گردی ‌و آشفته حال

گرت زآن‌ هوائی ‌بسر اندر است

تو را نیزسودائی‌ اندر سَر است

یکی‌ قاعده زآنچه ‌ما راست‌ خاص

به ما دارد از فضل حق اختصاص

به ‌نظم آوریم ازپی یادگار

که ازما بماند در این روزگار

ولی پنج شرط ‌است آنرا کَمند

اگر خواهی ‌از آن شوی بهره‌مند

نخستین تَخَلّی ز وصف ذَمیم

پس آنگه تَحَلّی بخُلق کریم

سوم شرط، دکان‌ نه ‌بُگشودنست

دگر کشف اسرار، ننمودن است

بود همچنین شرط ای ‌مردِ راد

دعا کردنت درحق اوستاد

که ‌تا زآنچه ‌می‌گویدت برخوری

بیابی ازآن، آنچه را در خوری

رعایت نما حقّ تعلیم ما

تَغافُل مفرما ز تَرحیم ما

کنون اندر این ‌راز سرپوش ‌دار

حدیثی که می‌گویمت گوش ‌دار