رو از این خودبینی استغفار کن
در بَرش خود را حقیر و خوار کن
توبه کن از این وجود ناسپاس
اِنّهُ ذَنبُ بِذنب لایَقاس
همچو مردان در طریق حق بکوش
با قناعت باش و صَبّار و خموش
رو بکنج خلوتی دمساز شو
باخدای خویشتن همراز شو
طاعت حق را شعار خویش کن
فارغ ایندل را ز هر تشویش کن
پاک کن دل را ز هر بیم و امید
همچو آزادان نه مزدور و عَبید
در بلاها دل قوی باش و صبور
اّنه قَدکان مِن عَزمِ الاُمور
رکن ایمان است صبر(؟؟؟؟)
لَیسَ ایمان لِمَن لاصَبَر لَه
بر در حق نالههای زار کن
از خطاهای خود استغفار کن
رأس آنها دوستیّ دُنیی است
منشأ این دوستی خودبینی است
رو از این خودبینی استغفار کن
در بَرش خود را حقیر و خوار کن
توبه کن از این وجود ناسپاس
اِنّهُ ذَنبُ بِذنب لایَقاس
توبه عام است از عصیان دوست
توبه خاص از لِقای غیر اوست
وَاتَقّوا حَقَّ التُّقاةِ یا کرام
اِتّقاءَ الخاصِّ لاتَقوَی العَوام
تقویِ عام از حرام و شُبهها است
تقویِ خاصان حق از ماسَوی است
زآنچه از حق نیست دل کن تخلیه
وز صفات اللّه بنما تحلیه
نفس را زآداب افعال و تُروک
کن مهیای تجلّی در سلوک
از سکوت و عُزلت و جُوع و سَهَر
همچو مردان، بند بار این سفر