ناصر بجه‌ای » غزلیات » شمارهٔ ۳۳

تا غم عشق خیمه زد در دل هوشیار من

کوس رحیل می‌زند قافله قرار من

حاصل روزگار من نقد حیات بود و شد

در سر کار عشق او حاصل روزگار من

چون به کرشمه خم دهد طره بی‌قرار را

صبح قرار بر کند از دل بی‌قرار من