عمادی شهریاری » اشعار نویافته » شمارهٔ ۸

زلفت ما را هلاک جان می‌خواهد

چشمت به موافقت همان می‌خواهد

عشق از تو کمان‌گری بیاموخت مرا

کز قد چو تیر من کمان می‌خواهد