عمادی شهریاری » ملحقات » شمارهٔ ۴

از جان فگارم رمقی بیش نمانده است

از دیده خونبار دل ریش نمانده است

بسیار نمانده است که آواز در افتد

کآن عاشق بی‌چاره درویش نمانده است