خون همی گریم و فراق تو را
این چنین نقد در خزانه بس است
رایگانی یگانه شو با من
گر چه چون من تو را یگانه بس است
سیری از من بپرسمت که چراست
زآن که ناخواست را بهانه بس است
از تو محروم من نیم تنها
سود ناکرده در زمانه بس است