عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۷

گر چشم شکسته دارد آن طرفه صنم

سری است که من دانم و داند او هم

بوسی ز لبش خواسته بودم به جواب

یک چشمش گفت لا یکی گفت نعم