مرا هرگز آن صدر عالیجناب
نخواند زمانی نپرسد دمی
اگر شمس و بحرش نهادم سزاست
کز او یافت نور و نوا عالمی
چه شوریده بختم که روزیم نیست
ز خورشید نوری ز دریا نمی