نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۴۳

من مردم و از هر طمعی آزادم

جز بر کف مرد چشم دل نگشادم

مهلت طلبیدی به کرم جان تو من

تا هست تو را حیات مهلت دادم