قندیل طاق عرش جمال محمد است
معراج اهل حال وصال محمد است
قرآن که نسخه ای زد و حرفش بود دو کون
یک شرح مختصر ز کمال محمد است
بسم الله است مطلع مشکین هلال او
با هر جلاله عرض جلال محمد است
شبهش نبست نقش در آیینه ی خیال
جز نفس مصطفی که مثال محمد است
طیار قاصد از پی مقصود می شود
پرواز جبرئیل به بال محمد است
فیض ابد که تازه از او جان عالمی است
یک رشحه از محیط نوال محمد است
دیباچه ی رساله ایجاد آل اوست
دیوان کاینات به فال محمد است
چشمم اگر به گلشن فردوس می پرد
منظور من محمد و آل محمد است
جنات را که خاک به عنبر سرشته اند
نورس ز فیض نکهت خال محمد است