نورس دماوندی » قطعات و مثنویات » ۲۹.قطعه

تفنگ عدو سوز صاحبقران

دل آزاری خصم حالی کند

به یک صیحه در عرصه گیر و دار

ز دشمن دل خویش خالی کند

به بحر کمان شه دین پناه

صدف چرخ و سیاره گوهر شود

خدنگش ز سهم سعادت اثر

بر اعدای دولت مظفر شود

زقربان گلدوز شد قیزه بند

که در خون دشمن شناور شود