مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۵

چون دید که از عشق شدم بی خور خواب

ناگه ز درم در آمد آن دُرّ خوشاب

لب بر لب من نهاد و نرمک می‌گفت:

جانت چو به لب رسید خود را دریاب!