من چون روم آه زاین تازه منزل
یک پای بر ره یک پای بر گل
در عین حرمان زامید وصلشش
چشمم به راه است جانم به منزل
اشکم رود پیش من میروم خوش
افتان و خیزان دنبال محمل
رفتم ز کویش از جور اغیار
دردا که مانده است آن عقده در دل
خاقان به راهش جان داد آسان
دوری ز کویش امریست مشکل