سجده ابروی تو ای صنم دلنواز
واجب عینی شده بر همه کس چون نماز
گشت به عهدت حرام بر همه طوف حرم
خانه تو کعبه شد کس نرود در حجاز
شکوه بیهوده چیست ای دل اگر عاشقی
زآتش عشقش بسوز با غم هجرش بساز
ای به تو شایسته جور همچو به خاقان وفا
وی به تو زیبنده ناز همچو به خاقان نیاز
در دل خاقان چنان حسرت محمود ماند
در دل محمود ما حیرت روی ایاز