فتحعلی‌شاه » غزلیات بخش دوم » شماره ۴۷ (ناکامل)

دلم به قید محبت چنان گرفتار است

که از کمند تو او را امید رستن نیست

مزن تو سنگ جفا بر من ای ستم پیشه

که شیشه دل من قابل شکستن نیست

تنیده تار به من عنکبوت و حیرانم

تن ضعیف مرا قوت گسستن نیست