فتحعلی‌شاه » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۲

بریز ای شوخ خونم را به راهی

کز آن ره بگذری تو گاه‌گاهی

مکن تعجیل در قتلم که نبود

مرا جز دوستی جرم و گناهی

ز عشقت رنگ زرد و اشک گلگون

بود بر حال من نیکو گواهی

ز مژگان می‌کند تسخیر دل‌ها

ندیده کس چنین شاه و سپاهی

نیاید وصف تو از کلک خاقان

که از آن وصف تو ناید کماهی