ماه شد شرمنده از رویت چه رخساریست این
طره سنبل دیده نرگس وه چه گلزاریست این
میبرد از من دل و آنگاه دل را خون کند
خون شد از دستش دل من وه چه دلداریست این
گفته بودی میدهم کام تو دادی کام غیر
جان من آخر چه گفتار و چه کرداریست این
پیش رفتارت تذرو و کبک میباشد خجل
ای نگار خوشخرام من چه رفتاریست این
هر زمان جانان به رنگی خاطرم را خوش کند
بنگر ای خاقان چه شوخ و شنگ عیاریست این