فتحعلی‌شاه » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۶

ماه شد شرمنده از رویت چه رخساری‌ست این

طره سنبل دیده نرگس وه چه گلزار‌ی‌ست این

می‌برد از من دل و آنگاه دل را خون کند

خون شد از دستش دل من وه چه دلداری‌ست این

گفته بودی می‌دهم کام تو دادی کام غیر

جان من آخر چه گفتار و چه کرداری‌ست این

پیش رفتارت تذرو و کبک می‌باشد خجل

ای نگار خوش‌خرام من چه رفتاری‌ست این

هر زمان جانان به رنگی خاطرم را خوش کند

بنگر ای خاقان چه شوخ و شنگ عیاری‌ست این