پرتوی از روی تو افتاده تا در خانهام
طمیزند صد طعنه بر خلد برین کاشانهام
سوختن روز ازل قسمت به ما شد ای پری
هر کجا شمعیست در پیش رخش پروانهام
پادشاه عشق لشکر میکشد هر جان به ناز
اولین منزل کند جا در دل ویرانهام
تا ز قید زهد رستم عزت دیگر مراست
میزند خوشباش هر جا پیر بر میخانهام
آسمان پر میکند پیمانهام از کینه باز
میکند وصل تو خالی هر زمان پیمانهام
دوش در مستی زدم حرفی من از فرزانگی
مست بودم ای صنم بگذر مگر دیوانهام
درد دل خاقان بگوید پیش تو ای نازنین
میشود شبها مها گر بشنوی افسانهام