ای جان من ز آه من مبتلا بترس
رحمی بکن برای خدا از خدا بترس
هر چند ابرو و مژهات ناوک و کمان
باشد ولی ز ناوک و تیر دعا بترس
پرسش کنم به روز جزا از تو مهر خویش
مهری نما ز پرسش روز جزا بترس
شکر وفای عاشق خود بس کن از جفا
دیگر مکن جفا به من و از جفا بترس
تا چند از جفای تو خاقان بینوا
ناله ز آه و ناله آن بینوا بترس