نشسته بر سر کوی تو تاجدارانند
عنان صبر ز کف داده هوشیارانند
صفات ذات تو از وصف خلق مستغنیست
گدای کوی تو امروز تاجدارانند
قدم ز خانه برون نه که عاشقان از شوق
ستاده بر سر راه تو جانسپارانند
برو تو زاهد و منعم مکن ز لطف خدا
امیدوارتر از تو گناه کارانند
من و ندامت عصیان تو و غرور ورع
به رهگذار کرامت امیدوارانند
سوار مرکب اقبال از یمین و یسار
پیاده رو به رکاب تو بختیارانند
مگر گدای در دوست گشتهای خاقان
که چاکر در تو جمله شهریارانند