فتحعلی‌شاه » غزلیات » شمارهٔ ۱۳

بنده خط شده مشک ختنت

چاکر لعل عقیق یمنت

دهنت تنگ‌تر از دیده مور

دل من تنگ‌تر است از دهنت

دور باد از سر کویت اغیار

نرسد صرصر دی بر چمنت

از غم روی تو ای مه افتاد

یوسف مصر به چاه ذقنت

ناله را پای به کویت باز است

گر به دامان نرسد دست منت

گویاا از دهن ما گویی

سخت شیرین شده ؟نت