رفتی اگر از مقابل ما
رفتی و نرفتی از دل ما
خرمن خرمن غم دل ما
این است ز عشق حاصل ما
شد تیره چو روز روزهداران
بیشمع رخ تو محفل ما
بگشایی اگر گره ز زلفت
حل میشود از تو مشکل ما
با داغ تو چون رویم جانا
جز لاله نروید از گل ما
در عشق تو سعی ما عبث بود
بیحاصلیست حاصل ما
خاقان نه گل است این که خون است
جوشیده هم از گل دل ما