هر که زعمر پرسدت لب بگشا که همچنین
هر که زجان سخن کند لب بگشا که همچنین
شأن نزول آیه ی رحمت اگر ادا کنم
تکیه به دوش خویش ده زلف دو تا که همچنین
بست و گشاد چون بود قفل در بهشت را
حلقه نما و باز کن بند قبا که همچنین
هر که ز رنگ و بوی گل با تو برآورد نفس
چهره نما که زین نشان تکمه ی گشا که همچنین
هر که زعمر و جلوه اش با تو سخن سرا شود
جانب خسته جان خود گرم بیا که همچنین
از ظلمات و آب خضر آنکه نموده پرسشی
جلوه گشا که همچنین جلوه نما که همچنین
هر که ز محشر و بهشت از تو حدیث وا کند
زلف بتاب و جلوه کن جانب ما که همچنین
گر تو سخن کنی دو چون می گذرد ز جان کسی
نورس ساده دل کند روح فدا که همچنین