آیینه روی صحبتم من
مشاطه ی حسن الفتم من
روشن از شمعم این دلیل است
پروانه چی محبتم من
چون آب حیات بخش خلقم
هر چند شکسته قیمتم من
کی سایه فکن به هر خسیسم
پرواز همای همتم من
بر شیشه ی هیچ دل نخوردم
سرشار می مروتم من
اجری خور من جهانیان اند
چون توشه کش قناعتم من
هم رنگ پذیر هر مجازم
هم بوی گل حقیقتم من
هم عینک چشم اعتبارم
هم نقش نگین دولتم من
نورس نشوم ذلیل اخوان
چون یوسف مصر عزتم من