تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم
شد شانه کش طره ی امید نگاهم
از پرتو رخسار تو چون خط شعاعی
شد جدول سر چشمه ی خورشید نگاهم
نوک مژه ام خامه ی تصویر بهار است
تا محو گل روی تو گردید نگاهم
مژگان ترم ترجمه ی سوره نور است
تا مصحف رخسار تو بوسید نگاهم
یک بار چو پروانه گستاخ شب وصل
برگرد تو ای شمع نگردید نگاهم
هر چند که تعلیقه ی آزادی دل هاست
سر از خط سبز تو نپیچید نگاهم
چون چشم دلم آب از آن روی عرقناک
تا بد همه دم پنجه ی خورشید نگاهم
تا چشم کند کار چراغان تجلی است
از شمع رخش بس که به خود چید نگاهم
نورس چوحجاب نظرم عیب خود افتاد
از وضع کسان عیب نفهمید نگاهم