کشته ی اشک بسمل نازم
از شهیدان عشق ممتازم
بویی از عشق می دهد رنگم
بی سخن فاش می شود رازم
چه قدر ها فروتنی دارم
خاکساری است او ج پروازم
می برد دل به بازی از دستم
باز دل می دهد به صد نازم
مهر و مه چون جرس فغان سازند
نورس از ناله فلک سازم