نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۲

خاطر سیمین بران را خط مکدر می کند

خار در پیراهن آیینه جوهر می کند

چون نو آموزان به مکتب خانه ی سودای عشق

ابجد خطّ تر نظّاره از بر می کند

شوخی یاد خط و خال تو ای مشکین غزال

طرهّ ی آه مرا زلف معنبر می کند

بوسه را یا رب چه خواهد کرد شکر خنده اش

چون لبت دشنام را قند مکرر می کند

صبح رخسار تو شد تا مشرق افروز نظر

مردمک پیراهن خورشید در بر می کند

جوهرآیینه را از معجز اکسیر حسن

آبروی عکس لعلت موج کوثر می کند

گر چه می گردد مرا مهر دهان آرزو

بوسه را آواز لعل خال دلبر می کند

نورس از شوخی خیال سایه ی مژگان یار

شیشه دل را مشبک همچو مجمر می کند