نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸

تا دلم مست رنگ و بوی گل است

چشم چون شبنمم به روی گل است

عندلیبان باغ را منقار

جرس کاروان بوی گل است

داده‌ام تا به عارضش نسبت

خاطرم وقف آرزوی گل است

جلوه‌ی حسن او به باغ وجود

فاش و مستور همچو بوی گل است

شبنم آسا در این چمن نورس

دیده آیینه دار روی گل است