شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا
دود آهم میگشاید دام سنبل در هوا
جزر و مدّ از عشق دارد بحر گوهر خیز حُسن
موجهی دریای گل شد بال بلبل در هوا
نالهها از غنچهی منقار بلبل در چمن
ره نمییابد ز جوش خندهی گل در هوا
نیمشب تا برقع از رُخ ماه تابانم فکند
دود شمع کشته شد خورشید کاکل در هوا
در هوای غنچهاش از اشک خون پالا مرا
چون شفق گل کرده گلزارِ قَرَنفُل در هوا
تا نماید کاروان نالهی بلبل عبور
موج گل بسته است چون خطّ شفق پل در هوا
دود آه آسمان سیرم از آن زنجیر زلف
کرده در دور خط اثبات تسلسل در هوا
چون خط ساغر که باشد محضر سامان عیش
هر رگ ابری دهد عرض تجمّل در هوا
زیر پای خود نبیند بس که آن سلطان حُسن
میزند نظّارهاش تخت تغافل در هوا
سُفله جز پستی نمیبیند ز اوج اعتبار
مُهرهی گل میکشد طرح تنزّل در هوا
از طپیدنهای دل، نورس چو رقص گرد باد
نالهام بیپرده اندازد تزلزل در هوا