نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۷

حضور یک جهتان است عمر باقی ما

گل همیشه بهار است بی‌نفاقی ما

به اتفاق توان کامیاب عالم شد

خدا نصیب کند عیش اتفاقی ما

ز خرّمی دل هر رود را کنم خالی

اگر غم تو دهد تن به هم وثاقی ما

در این بهار می بی خمار مطلوب است

بس است یاد لب او شراب و ساقی ما

به شهد نکته‌ی نورس که در حقیقت نیست

مکیدن لب جانان به خوش مذاقی ما