که بر شکست چو گل گوشهی نقاب تو را
که شد نسیم صبا غنچهی حجاب تو را
ز رشک رشته جان تن به پیچ و تاب دهد
که تاب داده دگر زلف نیم تاب تو را
اگر چه سایه شود پایمال جلوهی مهر
شکست سایهی خط رنگ آفتاب تو را
در این معامله چون غمزهی تو استادم
بیا که ناز کنم چشم نیم خواب تو را
پریده رنگ ز رخسار جوهر تیغت
به قتل نورس خود دیدهام شتاب تو را