پیموده باده نرگس مست سیاه را
دادهست آب عربده تیغ نگاه را
یکسو فکن نقاب رخ همچو ماه را
خورشید را ز مردمکم کن نگاه را
بهر حجاب خیره نگاهان به حکم ناز
داده است جانشینی برقع کلاه را
امشب جدا ز سنبل زلفش کشیدهام
در گوش ناله حلقهی گیسوی آه را
تقصیر در گناه اگر ما نکردهایم
دانستهایم لطف تو امید گاه را
مفتون چشم و خال و خط و زلف و کاکلم
آمادهام هزار بلای سیاه را
نورس به برق شعله شب از آه آتشین
کردم سپند مجمر دل مهر و ماه را