بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
طعم دهانت از مزه مشک تر لذیذ
در کام جان ز دلبر شیرینکلام خویش
دشنام تلخ باشدم از نیشکر لذیذ
ای سرو خوشخرام تویی باغ حسن را
نخلی که باشدش بر دهقان ثمر لذیذ
ای دل متاب رخ اگر از دست دوست است
بر عاشقان ز نوش بود نیشتر لذیذ
شیرینتر از حلاوت وصلش نیافتم
اندر جهان عشق چشیدم ز هر لذیذ
زآن شکّری که از کف دونان گرفته شد
باشد هزار مرتبه خون جگر لذیذ
آب خضر به کام خماراوفتادگان
ساغر نمیشود چو صبوح سحر لذیذ