مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۳

آن گل مگر از پرده برون می‌آید

کز رنگ بهار بوی خون می‌آید

آوردن او بهر تماشا به سرم

کاری‌ست که از دست جنون می‌آید