مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۲۰۶

باده ناب را تماشا کن

صافی آب را تماشا کن

بنشین بر کنار کشتی می

عالم آب را تماشا کن

با خیالش سری به زانو نه

مزه خواب را تماشا کن

چون درآیی به بزم ما غافل

رنگ مه‌تاب را تماشا کن

از دهانت به هیچ راضی نیست

دل بی‌تاب را تماشا کن

بنشین در میان دیده و دل

بحر سیم‌آب را تماشا کن

تا برد کوه کوه غم ز دلت

کوه سرخ‌آب را تماشا کن

لعن کن بر یزید و پیرو او

مزه آب را تماشا کن

بگذر از عیب خلق چون مجذوب

روی احباب را تماشا کن