خویش را تند و تلخ زود مکن
آتش خشم را سجود مکن
روی خود را چو آسمان از خشم
رنگ رزخانه کبود مکن
آتش خشم را مزن بر دل
پیش آیینهخانه دود مکن
چون صراحی به عزم نیت خیر
سرکشی هرگز از سجود مکن
هیچ سودی به از عبادت نیست
تو عبادت به قصد سود مکن
روز شنبه به جز پیاله مگیر
خویش را کمتر از جهود مکن
بزم خود را نمرده چون زاهد
بی می و مطرب و سرود مکن
تو اگر مردهای که خواهی رفت
هرزه اندیشه از خلود مکن
تا توانی نمود جوهر خویش
همچو شمشیر پرنمود مکن
جز به پیش جواد چون مجذوب
خویش را روشناس جود مکن