مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۱۲۲

صبح‌دم چون شود هوا فیاض

به دو عالم کند ندا فیاض

کیست گوید به عجز یا فتاح

کیست گوید به صدق یا فیاض

کیست یعنی به جز خدا رزاق

کیست یعنی به جز خدا فیاض

اَدِمَ الشَوقَ فیِّ یا وَهاب

اَفِضَ البرّ عَلَیَّ یا فیاض

یک نفس بی‌سوال فیض مباش

جزم خوش‌ دارد از گدا فیاض

تا نیارد به دست دل‌ها را

نشود طره دوتا فیاض

سنبلستان زلف اگر نبود

به چه سامان شود صبا فیاض

عشق تا صاف و بی‌غشت نکند

نشوی هم‌چو کیمیا فیاض

دائم از کیمیای صاف‌دلی

در گشاید به روی ما فیاض

تحفه‌ای نیست چون دعا مجذوب

بس که خوش دارد از دعا فیاض

تا بود نام فیض در عالم

باشدت شاه اولیا فیاض