سینه صافان ز غمت چشم تری یافتهاند
پاکبینان ز نگاهت نظری یافتهاند
طوطیان از لب لعلت شکری یافتهاند
نکتهسنجان ز کلامت گهری یافتهاند
نکتهسنجان که ز حرفت شده استاد به هم
اهل چینند و ز سیمرغ پری یافتهاند
هوشمندان که در آیینه دل حیرانند
هر دم از پرتو حسنت نظری یافتهاند
این چه نام طرب افزاست که چون نام خدا
تا گذشته است به دل ها اثری یافتهاند
نیست مستان تو را واهمه از روز جزا
چه توان کرد ز لطفت خبری یافتهاند
هیچ کس در ره وصف تو به پایان نرسید
این قدر هست که راه سفری یافتهاند
خرم آنان که ملائک صفت از مژده طوف
هر نفس از طلبش بال و پری یافتهاند
آن چه در خواب نبییند شهان یک نظرش
دردنوشان به دعای سحری یافتهاند
داده صد مایه اجابت به دعا دست به دست
نیم نانی که گدایان ز دری یافتهاند
نظر عاقل و مجذوب به خاک در توست
خرم آنان که از این در نظری یافتهاند