جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۴

بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق

به یاد مجلس روحانیان شراب رحیق

میی که لمعه نورش چو در خیال آری

ز عکس جوهر جان را دهد صلای عقیق

شراب وحدت اگر ساقی ازل دهدت

بنوش و تا به ابد مست باش چون وامیق

به تبره در دو جهان لب چگونه آلاید

کسی که جرعه کشید از مشارب توفیق

کجاست پیر طریقت که مشکلی که مراست

ز مفتیان شریعت نمی‌شود تحقیق

تصوری که مجرد بود ز نسبت و حکم

چگونه طالب علمش لقب کند تصدیق

مرا به حلقه جمع آر و فاش کن رازم

که سال‌هاست که در خرقه بوده‌ام زندیق

به دست پیر خرابات توبه خواهم کرد

که پیش از این نتوان رفت بر خلاف طریق

چه داند آن که ورا نیست حرقتی در دل

که دردمند چرا خرقه می‌کند تحریق

ز رقص و حالت شوریدگان تو را چه خبر

که در کناری و ما در میان بحر غریق

(جنید) فکر میانش مکن که اهل نظر

نداده‌اند نشانش ز غایت تدقیق

دو منصبند که با یکدگر نیاید راست

مقام عاشقی و وعظ و پیش‌گاه عقیق