ای مرا با تو عشقبازیها
از هوای تو سرفرازیها
خبرت هست از آن که پنهانی
میکنم با تو عشقبازیها
دل به مهر تو دادهام که نهان
دیدهام از تو دلنوازیها
شمع را سر بریدهام زآنروی
که نمودی زباندرازیها
زاهد دون بزم ما هیهات
با ظریفان خوش است بازیها
آن چه از دست غم کشیده (جنید)
ساخت در شرح آن مغازیها