جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۶

آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش

چند روزی دگر از عمر چو گل خندان باش

پیش‌تر زآن که در می‌کده ها دربندند

خانه را وقف حریفان کن و دربندان باش

باده با قند لب یار گرت دست دهد

جام عشرت زن و بر عادت برقندان باش

در شب نیمه گر از وصل براتی یابی

از پی ساز و طرب هم‌چو خردمندان باش

دام بستان ز بی‌عیش چو آمد رمضان

باز در خانه قاضی شو و در زندان باش

کس چه داند که پس از عهد چه خواهد بودن

محتسب گو تو در این مسئله پایندان باش