حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱۵ - رباعی

گل را دیدم نشسته بر تخت شهی

گفتا بشنو راستی از مرد رهی

من طفلم و بی گنه مرا می‌سوزند

ای وای به تو که پیری و پر گنهی